تاريخچه دلكوك:

1389/2/1 فرا رسيد و دلكوك 2 ساله شد. دو سال پيش در چنين روزي اولين پست دلكوك باشعري به اسم "اي دوست" از مولوي در اين وبلاگ قرار گرفت.

هميشه به شعر علاقه داشتم و از خواندن شعرهاي حافظ، مولوي، سعدي و ... لذت مي‌بردم ولي هيچوقت به فكر يك دفتر شعر مرتب  نيفتاده بودم تا اينكه حدود 4 سال پيش وقتي در عينك فروشي آقاي طائف كار مي‌كردم ايشان دفتر شعرشون را يكبار همراه خود آوردند، با خواندن آن دفتر تصميم گرفتم كه شعرهايي را كه دوست دارم همه را يكجا جمع كنم. با قبول شدن در رشته‌ي مهندسي عمران و پيدا كردن سر و كار بيشتر با اينترنت خيلي وقت‌ها دنبال وبلاگها و سايتهايي ميگشتم كه يك مجموعه شعر زيبا از شعراي مختلف در آنها جمع‌آوري شده باشد. ولي هر چه بيشتر مي‌گشتم نا‌اميدتر مي‌شدم و سر انجام تصميم گرفتم كه وبلاگي را بر اين اساس ايجاد كنم، وبلاگي پر از شعرهايي كه از خواندنشان هيچوقت خسته نشوم، و به نوعي يك دفتر شعر آنلاين از شعرهاي زيباي شعراي برجسته و يا گمنام ايجاد كنم.

نام اين وبلاگ در پاييز 86 دلكوك انتخاب شد. اين زمان آهنگ زيباي گوگوش كه "دلكوك" نام داشت را براي اولين بار شنيدم، اين اسم خيلي بر دلم نشست و همين باعث شد بعد ازچند ماه وبلاگ دلكوك را در بلاگفا ايجاد كنم. در ابتدا قصد داشتم شعرهايي را كه حفظ هستم در دلكوك قرار دهم و لي با گذشت زمان دلكوك از حافظه‌ي من سبقت گرفت و امروزه بسياري از شعرها در دلكوك هستند كه آنها را حفظ نيستم.

بدين ترتيب در 1 ارديبهشت 1387 دلكوك  با قالب "دختر تنها" متولد شد اولين شعر انتخابي شعر "اي دوست" از مولوي بود كه آنرا بخاطر رواني و وزن آهنگينش و همچنين مفهوم قوي‌اش در دلكوك قرار دادم و بعد از آن نيز شعرهايي از شعراي بزرگ ديگر مانند حافظ، سعدي، فريدون مشيري، هوشنگ ابتهاج، فروغ فرخزاد و ... در وبلاگ قرار گرفتند. تا امروز30 شعر در وبلاگ قرار گرفته است.


با گذشت 2 سال از عمر دلكوك اين وبلاگ از طرف گوگل داراي امتياز  2 از 10 مي‌باشد كه براي وبلاگي به سادگي دلكوك نمره ي خوبي بشمار مي‌آيد. حرف آخر اينكه دلكوك و تمام تغيراتي كه با گذشت زمان در آن ايجاد شده است  را دوست دارم، همچنين نظرها، پيشنهادها و انتقادات شما عزيزان براي هميشه در دلكوك خواهند ماند و براي من جاوداني خواهند شد.

اين بود تاريخچه‌ي زندگي دلكوك

در انتها لازم مي‌بينم يادي از استاد درس ادبيات سال پيش‌دانشگاهي يعني آقاي سليماني كنم، انشا‌الله هر جا كه هستند خوب و خوش باشند، شخصيت ايشان براي بنده بسيار جالب بود، ايشان آرامش خاصي داشتند و حس كردن زيبايي اين آرامش باعث شد كه همواره تلاش كنم مانند ايشان در تمام امورم با آرامش و اعتماد به نفس باشم. ايشان در همان 1 سالي كه استاد بنده بودند تاثير بسزايي در من گذاشتند و من علاقه‌ي خودم به شعررا تا حد زيادي مديون اين بزرگوار هستم. در اين پست نيز شعري از حافظ را قرار مي‌دهم كه اين استاد گرام بسيار دوست داشتند و سر كلاس آنرا بارها براي ما خوانده‌ بودند.

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست       پیرهن چاک وغزل خوان و صراحی در دست

نرگســـش عربده جـــوی و لبش افسوس کنان       نیــــم شـــب دوش به بالیـــن مـن آمـــد بـنشست

سر فـــــرا گـــــوش مــن آورد به آواز حزین         گفــــت ای عاشــق دیـرینـــه مـن خوابـت هست

عاشــــقی را که چنیـــــن بـاده شبگــــیر دهند         کافــــر عشــــق بـــود گـر نــشــــود باده پرست

بـــرو ای زاهــــد و بر دردکشان خرده مگیر         که نــدادنــــد جــز ایـــن تحفه به ما روز الست

آن چــــه او ریخـــــــت به پیمانه ما نوشـیدیم          اگر از خمــــر بهشــــــت است وگر باده مست

خنـــــده جــــام مــی و زلف گره گیر نـــگار           ای بســــا توبه کـه چون توبــه حـافظ بشكست

 حافظ

My Email :  faraz.m66@gmail.com